جمال الدين محمد الخوانساري
16
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5129 دار النّاس تستمتع باخائهم ، والقهم بالبشر تمت أضغانهم « 1 » . مدارا كن با ناس تا بهره يأبى ببرادرى ايشان ، وملاقاة كن با ايشان بشكفته روئى تا بميرد كينههاى ايشان . مراد اينست كه : هر گاه مدارا كنى با ايشان ايشان نيز برادرى ودوستى كنند با تو ، وتو بهره يأبى از آن ، وهر گاه ملاقاة كنى با ايشان بشكفته روئى كينههاى ايشان بميرد وفرو نشيند ودر پى ايذا وآزار تو نباشند . 5130 دار عدوّك واخلص « 2 » لودودك تحفظ الأخوّة وتحرز المروءة . مدارا كن با دشمن خود ، وخالص بگرد از براي دوست خود تا اين كه حفظ كنى برادرى را ، وجمع كنى مروّت را ، يعنى اگر خالص گردى با دوست خود حفظ كنى شرايط برادرى را كه با أو دارى ، وجمع كنى مروّت را يعنى مردى يا آدميت را وبنا بر اين اين هر دو اشاره بفايدهء خالص گرديدن با دوست است وفايدهء مدارا كردن با دشمن مذكور نشده باعتبار ظهور آن ، چه ظاهرست كه آن باعث ايمنى از أو مىشود ، بلكه گاهى باعث زوال دشمنى وحصول دوستى مىگردد ، وممكن است كه « حفظ برادرى » فايدهء خالص گشتن باشد ، و « جمع كردن مروّت » فايدهء مدارا كردن ، بر عكس ترتيب مذكور ، وممكن است كه هر يك فايدهء هر يك باشد ومراد به « حفظ برادرى نسبت بدشمن خود » حفظ برادرى باشد كه مؤمنان با هم دارند خواه دوست باشد وخواه دشمن ، پس هر گاه كسى با مؤمن دشمن مدارا كند حفظ آن برادرى را از جانب
--> ( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « ممكن است كه « تمت » از باب افعال خوانده شود و ( أضغانهم ) مفعول آن باشد وترجمه اين باشد كه : ملاقاة كن با ايشان بشكفته روئى تا بميرانى كينههاى ايشان را » وقرينهء سياق باعتبار « تستمتع » اين احتمال را تقويت بلكه تعيين ميكند . ( 2 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « وممكن است كه « أخلص » از باب افعال خوانده شود وبنا بر اين ترجمه اين است كه : خالص بگردان نفس خود را از براي دوست خود ، وحاصل هر دو يكيست » .